کد خبر : 93178
تاریخ انتشار : 8 اسفند 1390 12:23
تعداد مشاهدات : 506

نمودهای مبهم شدن مرز میان هنرمند و پیرامونش


مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد نقاشی
 
عنوان پایان نامه نظری

نمودهای مبهم شدن مرز میان هنرمند و پیرامونش
( تحلیل شیوه های مبهم شدن فیگور در نقاشی با باقی اثر )

استاد راهنمای پایان نامه عملی استاد راهنمای پایان نامه نظری
باوند بهپور
بهرنگ صمدزادگان

استاد مشاور دکتر بهنام کامرانی نام دانشجو مانیا پاک پور گیلانی
ماه دفاع شهریور سال دفاع 1389
چکیده پایان نامه :

هدف از این تحقیق درک نا روشنی در مرزهای فیگور با توجه به حقیقت ناخودآگاهی نقاش است. در تحقیق حاضر دامنه های ناخودآگاه هنرمند با تکیه بر کنش های ذهنی، تأثیرپذیری و درک نقاش از محیط از دیدگاه روان کاوی فرویدی و لکانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، درک موجودیت تصویری فیگور و مرز آن با محیط پیرامونش با توجه به ماهیت ناپایدار ناخودآگاه، به میزان گنگ و مبهم بودن ذهن نقاش و درک او از محیط بستگی دارد که به صورت نمادین بر روی فیگور ظاهر می شود و می تواند ابزاری برای فهم من ( ego )نقاش باشد. هنرمند به دنبال رسیدن به ایده آل ذهنی خود در همسانی با غیر، جهت درک حقیقت خویش، میان امر واقعی و خیالی سرگردان است و نابرابری او با دنیای غیر مرزهای او را با جهان بیرونش پیچیده تر می کند. بیان و ابزار ناخودآگاهی بر روی فیگور با احساسات و تمایلات خالق اثر در ارتباط است که ریشه در امر واقعی دارد. هنرمند برای یکسانی با غیریتش باید با دنیای واقعی و حقیقت مواجه شود و با وجود دور شدن از حقیقت باز به دنبال آمیختگی و وحدت با اوست. او در پی آمیختگی با غیریت خود میان امر خیالی و واقعی آشتی برقرار می کند و به دلیل ترکیب این دو امر متناقض فضای مبهمی بر روی فیگور ایجاد می شود. نقاش در فرآیند دگربودگی ساختار فیگور، واقعیت برترش را در رسیدن به خودآرمانی اش بر روی فیگور قفل کرده و سعی دارد مرزهای خود را بیرون از وجود خویش بیابد و در نهایت در فرآیند فردیت بخشیدن به خویش به کار گیرد.

کلید واژه:
ناخودآگاهی، روان کاوی، بیکن، رامبراند، مرز، فیگور، سوررئالیسم، هویت، ساختار شخصیت، مرحله ی آینه ای، ونگوگ، ذهن هشیار، تاریخچه ی روان کاوی، نقاشی فیگوراتیو، سلف پرتره، عقده ی ادیپ، عقده ی الکترا.....


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :